سيد محمد باقر برقعى
766
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مى ناب است آبى آتشآلود * كه غمها را كند نابود ، نابود بدون مى صفايى نيست ما را * دمى از مى جدايى نيست ما را به دور افتادهام از خودپرستى * خوشا دنياى پرغوغاى مستى من و ساقى و مى دمساز هستيم * به هرجا همدم و همراز هستيم به هم ريزيم بنيان جهان را * جهان كهنهء فرسوده جان را سپس طرح جهانى تازه ريزيم * به يكميزان و يك اندازه ريزيم اشارت داشت « حافظ » اين بيان را * فرا بگرفت حرفت او جهان را تمام مردمان را اين خبر باد * ز شعر ما جهان زير و زبر باد بسا شعرى كه بىتأثير باشد * بسا شعرى كه عالمگير باشد خوشا « عرفان » و نظم و چامهء او * تراود شعر ناب از خامهء او